آوای ارس کنار
آرازکناردان دونیایا آچیلان بیر پنجره
درباره وبلاگ


این وبلاگ توسط جمعی از کاربران کامپیوتر ساکن درشهرک ارس و منطقه ی ارسکنار با مدیریت فیروزاحمدی راه اندازی شده و هدف آن انتشارمهمترین خبرهای منطقه ، جاهای دیدنی ارسکنار ، ادبیات آذر بایجان و آداب و رسوم مردم این منطقه است . امید است که اهل قلم و روشنفکران منطقه ما را در این راه یاری نمایند. با تشکر - مدیریت وبلاگ خبری شهرک ارس
آدرس اینترنتی مدیریت وبلاگ :
firouz.ahmadi@yahoo.com

مدیر وبلاگ : فیروز احمدی
نویسندگان
جمعه 2 تیر 1396 :: نویسنده : فیروز احمدی


صمد بهرنگی دردوم تیرماه 1318 در محله چرنداب در جنوب بافت قدیمی تبریز در خانواده ای تهیدست چشم به جهان گشود. پدر او عزت و مادرش سارا نام داشتند .صمد دارای دو برادر و سه خواهر بود .پدرش کارگری فصلی بود که اغلب به شغل زهتابی(آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد) زندگی را میگذراند وخرجش همواره بر دخلش تصرف داشت. بعضی اوقات نیز مشک آب به دوش می گرفت و در ایستگاه «وازان» به روس ها و عثمانی ها آب می فروخت. بالاخره فشار زندگی وادارش ساخت تا با فوج بیکارانی که راهی قفقاز و باکو بودند. عازم قفقاز شود. رفت و دیگر باز نگشت.
صمد بهرنگی پس از تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز رفت که در خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغ‌التحصیل شد. از مهر همان سال و در حالیکه تنها هجده سال سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمرکوتاهش، در آذرشهر، ماماغان، قندجهان، گوگان، و آخیرجان در استان آذربایجان شرقی که آن زمان روستا بودند تدریس کرد.

« از دانشسرا که درآمدم و به روستا رفتم یکباره دریافتم که تمام تعلیمات مربیان دانشسرا کشک بوده است و 
همه اش را به باد فراموشی سپردم و فهمیدم که باید خودم برای خودم فوت و فن معلمی را پیدا کنم و چنین نیز کردم.»


در مهر ۱۳۳۷ برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به دورهٔ شبانهٔ دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز رفت و هم‌زمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهی‌نامهٔ پایان تحصیلات ادامه داد.
بهرنگی درنوزده سالگی (۱۳۳۹) اولین داستان منتشر شده‌اش به نام عادت را نوشت. یک سال بعد داستان تلخون را که برگرفته از داستانهای آذربایجان بود با نام مستعار "ص. قارانقوش " در کتاب  هفته منتشر کرد و این روند با  بی‌نام در ۱۳۴۲، و داستان‌های دیگر ادامه یافت. بعدها از بهرنگی مقالاتی در روزنامه "مهد آزادی"، توفیق و ... به چاپ رسید با امضاهای متعدد و اسامی مستعار  فراوان از جمله داریوش نواب مرغی، چنگیز مرآتی، بابک، افشین پرویزی و باتمیش و ... . او ترجمه‌هایی نیز از انگلیسی و ترکی استانبولی به فارسی و از فارسی به آذری (از جمله ترجمهٔ شعرهایی از مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، و نیما یوشیج) انجام داد. تحقیقاتی نیز در جمع‌آوری فولکلور آذربایجان و نیز در مسائل تربیتی از او منتشر شده‌است.
در سال 1341 صمد از دبیرستان به جرم بیان سخنهای ناخوشایند (بنابه گزارش رئیس دبیرستان) در دفتر  دبیرستان و بین دبیران اخراج و به دبستان انتقال یافت. یکسال بعد و در پی افزایش فعالیتهای فرهنگی، با پاپوش رئیس وقت فرهنگ آذربایجان به کار صمد به دادگاه کشیده شد که متعاقبا تبرئه گردید. در 1342 کتاب الفبای آذری برای مدارس آذربایجان را نوشت که این کتاب پیشنهاد جلال آل‎‎‎احمد برای چاپ به كمیته‎‎‎ی پیكار جهانی با بیسوادی فرستاده شد اما صمد بهرنگی با تغییراتی كه قرار بود آن كمیته در كتاب ایجاد كند با قاطعیت مخالفت كرد و پیشنهاد پول كلانی را نپذیرفت و كتاب را پس گرفت و باعث برانگیختن خشم و كینه‎‎‎ی عوامل ذینفع در چاپ كتاب شد.
سال 1343 همراه بود با تحت تعقیب قرار گرفتن صمد بهرنگی به خاطر چاپ كتاب «پاره پاره» و صدور كیفرخواست از سوی دادستانی عادی ۱۰۵ ارتش یكم تبریز و سپس صدور جكم تعلیق از خدمت به مدت ٦ ماه. در این  سال وی با نام مستعار افشین پرویزی کتاب انشاء ساده را برای کودکان دبستانی نوشت. در آبان همین سال حکم تعلیق وی لغو گردید و صمد به سر کلاس بازگشت. سالهای میانی دهه چهل مصادف بود با دستگیری و اعدام تعدادی از نزدیکان صمد به دست رژیم شاه و شرکت او در اعتصابات دانشجویی.

صمد بهرنگی در شیوه آموزشی و مضمون قصه های خود تلاش می کرد روح  اعتراض به نظام حاکم را در دانش آموزانش پرورش دهد. پای پیاده در روستاها راه می افتاد و اگر کسی کتابخانه ای تاسیس کرده بود او را تشویق می کرد و به مجموعه کتابهایش، کتابهایی می افزود. بچه ها را به ویژه تشویق به مطالعه می کرد و هرچه از جذابیت و روشهای دوست داشتنی برای این گروه سنی می دانست در کار می کرد تا بچه با کتاب به عنوان یک همراه همیشگی در تمام طول زندگی مانوس باشند. می گفت که کتاب بخوانند و سپس آن را در جملاتی ساده برای دیگران خلاصه نویسی کنند. در این دوران بود که ساواک به برخی از فعالیتهای بهرنگی حساس شد. تهدیدها آغاز شد و چندین بار در طول دوران زندگی خود مورد توبیخ و جریمه و حتی تبعید قرار گرفت. با این همه گویی او به این گونه از امور حساسیتی نداشت و در روحیه او خللی ایجاد نمی کرد.

« مرا از آذر شهر به گاوگان فرستادند، 240 تومن از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم. 
به محض اینکه به گاوگان رسیدم شروع به کار کردم. مثل یک گاو پر کار درس دادم. بعضی ها تعجب میکردند که چرا با این همه ظلمی که بهت رسیده، 
باز هم جانفشانی میکنی، این آدم ها فقط نوک بینی شان را میدیدند، نه یک قدم آن دورتر را. خودم را به گاوگان عادت دادم و بی اعتنا کار کردم ... 
سعی کن بی اعتنا باشی. اما نه اینکه کار نکنی و بیکاره باشی. ها! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. 
به هیچ جا راه نمی برد. اما نباید ایستاد. این که می دانیم نخواهیم رسید: نباید ایستاد . وقتی هم که مردیم، مردیم به درک!»

بهرنگی در نهم شهریور ۱۳۴۷ در رود ارس و در ساحل روستای شام‌گوالیک کشته شد و جسدش را چند روز بعد در ۱۲ شهریور در نزدیکی پاسگاه کلاله در چند کیلومتری محل غرق شدنش از آب گرفتند. جنازهٔ او در گورستان امامیهٔ تبریز دفن شده‌است. ده روز قبل از غرق شدن صمد، تعدادی از مامورین ساواک به خانه محل سکونت وی هجوم برده و وی را تهدید نموده بودند. حدود یکماه قبل از این حادثه ، کتاب ماهی سیاه کوچولو چاپ شده و مورد اقبال مردم ایران و جهان واقع شده بود.
نظریات متعدد و مختلفی دربارهٔ مرگ بهرنگی وجود دارد. از روزهای اول پس از مرگ او، در علل مرگ او هم در رسانه‌ها و هم به شکل شایعه بحث‌هایی وجود داشته‌است. یک نظریه این است که وی به دستورِ یا به دستِ عوامل دولت پادشاهی پهلوی کشته شده‌است.که شواهد مستندی در این باره وجود دارد. نظریهٔ دیگر این است که وی به علت بلد نبودن شنا در ارس غرق شده‌است.
تنها کسی که معلوم شده‌است در زمان مرگ یا نزدیک به آن زمان، همراه بهرنگی بوده‌است شخصی به نام حمزه فراهتی است که بهرنگی همراه او به سفری که از آن باز نگشت رفته بود. اسد بهرنگی، که گفته‌است فراهتی را دو ماه بعد در خانهٔ بهروز دولت‌آبادی دیده‌است، از قول او گفته‌است: «من این طرف بودم و صمد آن طرف‌تر. یک دفعه دیدم کمک می‌خواهد. هر چه کردم نتوانستم کاری بکنم.»
سیروس طاهباز دراین‌باره می‌نویسد: «بهرنگی  خواسته بود تنی به آب بزند و چون شنا بلد نبود، غرق شده بود. جلال آل‌احمد مرگ بهرنگی را مشکوک تلقی کرد  اما حرف بهروز دولت‌آبادی برایم حجّت بود که مرگ او را طبیعی گفت و در اثر شنا بلدنبودن.» اسد بهرنگی شنا بلد نبودن صمد را تأیید می‌کند  ولی دربارهٔ نظر طاهباز و دیگران می‌گوید  «همه از دهان بهروز دولت‌آبادی حرف زده‌اند نه این که واقعاً تحقیقی صورت گرفته باشد  تا به حال برخوردی تحقیقی دربارهٔ مرگ صمد نشده‌است.»
طرفداران به قتل رسیدن صمد ادعا می‌کنند که در ماه شهریور رود ارس کم‌آب است و در نتیجه احتمال غرق شدن سهوی وی را کم می‌دانند. اسد بهرنگی کم‌آب بودن محل غرق شدن صمد را تأیید می‌کند و دراین‌باره می‌گوید  «البته بعضی جاها ممکن است پر آب شود. هیچ‌کس نمی‌آید در محلی که جریان آب تند است آب‌تنی یا شنا کند، چه برسد به صمد که شنا هم بلد نبود.» با این وجود تأکید می‌کند: «البته هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که فراهتی مأمور ساواک بود یا مأمور کشتن صمد.»

جزئیات متناقض دیگری نیز دربارهٔ مرگ بهرنگی روایت شده‌است. از جمله اسد بهرنگی گفته‌است: «جسد  صورت و بدنش سالم بود. دو سه تا جای زخم، طرف ران و ساقش بود، چیزی شبیه فرورفتگی.  رئیس پاسگاه در صورت‌جلسه‌اش، به جای زخم‌ها اشاره کرد. بعدها البته توی پاسگاه دیگری، این صورت‌جلسه عوض شد». اسد بهرنگی به همین تناقضات به شکل دیگری اشاره کرده‌است، از جمله این که گفته‌است فرج سرکوهی در جایی نوشته‌است که فراهتی گروهی را که به دنبال جسد صمد می‌گشته‌اند (و به گفتهٔ اسد بهرنگی شامل اسد بهرنگی، کاظم سعادتی، و دو نفر از شوهرخواهرهای بهرنگی بوده‌است) همراهی می‌کرده‌است، در حالی که چنین نبوده‌است. 
جلال آل‌احمد شش ماه بعد از مرگ صمد در نامه‌ای به منصور اوجی شاعر شیرازی می‌نویسد «...اما در باب صمد. درین تردیدی نیست که غرق شده. اما چون همه دلمان می‌خواست قصه بسازیم ساختیم...خب ساختیم دیگر. آن مقاله را من به همین قصد نوشتم که مثلاً تکنیک آن افسانه سازی را روشن کنم برای خودم. حیف که سرودستش شکسته ماند و هدایت کننده نبود به آن چه مرحوم نویسنده اش می‌خواست بگوید...»
برادر صمد بهرنگی (اسد بهرنگی) در این باره می‌گویذ:همه می‌دانند که ویژه نامه آرش چند ماهی پس از مرگ صمد بهرنگی منتشر شد و آن موقع هم دوستان نزدیک صمد بر مرگ او مشکوک بودند. با اطلاعاتی که از جریانات تابستان ۴۷ داشتند کشته شدن صمد را وسیله عمله‌های رژیم که شاید ساواک هم مستقیما در آن دست نداشته باشد دور از انتظار نمی‌دانستند.
اسد بهرنگی در قسمت دیگری از این کتاب می‌گوید: «در زمانی که ما در کنار ارس دنبال صمد می‌گشتیم و صمد راداد می‌زدیم مامورین ساواک به حانه صمد آمده و همه چیز را به هم ریخته بودند. میز تحریر مخصوص او را شکسته بودند و نامه‌ها و یادداشت‌هایش را زیر و رو کرده بودند. و اهل خانه را مورد باز جویی قرار داده بودند، و چند کتاب و یادداشت هم برداشته و برده بودند و خوشبختانه کتابخانهٔ اصلی صمد را که در آن طرف حیاط بود ندیده بودند.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فیروز احمدی

آب مروارید چیست؟ علائم،تشخیص و درمان آن

آب مروارید کدر شدن پیش رونده و بدون درد عدسی داخلی و طبیعی چشم است. آب مروارید مانع عبور نور می‌شود، به همین خاطر فرد تصویر واضحی نمی‌بیند. آب مروارید طی یک مدت زمان طولانی، موجب کوری می‌گردد. این بیماری اغلب در افراد مسن رخ می‌دهد، اما گاهی اوقات می‌تواند در افراد جوان نیز ایجاد شود. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه با راستینه همراه شوید.

آب مروارید

 

آب مروارید

چگونه آب مروارید دید را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

در یک چشم سالم، نور وارد چشم می‌شود و از عدسی عبور می‌کند. عدسی آن نور را در شبکیه چشم متمرکز می‌کند،  جایی که پیام‌ها از طریق عصب بینایی به مغز فرستاده می‌شوند. اگر عدسی در اثر آب مروارید کدر شود،  تصویری که شما می‌بینید تار خواهد بود. دیگر مشکلات چشم، مانند نزدیک بینی، موجب تاری دید می‌شوند، اما آب مروارید برخی از علائم و نشانه‌های متمایز  ایجاد می‌کند.

 

تاری دید

نشانه آب مروارید: تاری دید

شایع‌ترین علامت آب مروارید تاری دید در هر فاصله‌ای است. دید شما ممکن است مه آلود، یا غبارگرفته و کدر باشد. با گذشت زمان، همان طور که آب مروارید بدتر و بدتر می‌شود، نور کمتری به شبکیه می‌رسد. برای افراد مبتلا به آب مروارید ممکن است دیدن و رانندگی در شب دشوار باشد.

 

تابش خیره کننده

نشانه آب مروارید: تابش خیره کننده

دیگر نشانه اولیه آب مروارید تابش خیره کننده، یا حساسیت به نور است. شما ممکن است در نور شدید آفتاب نتوانید خوب ببینید. اگر قبل از این بیماری  چراغ‌های داخل خانه شما را اذیت نمی‌کردند، اکنون ممکن است بیش از حد روشن به نظر می‌رسند و یا هاله‌ای در اطراف خود داشته باشند. به دلیل حساسیت به نور ناشی  از چراغ‌ های خیابانی و چراغ های جلو ماشین‌های رو به رو، رانندگی در شب ممکن است تبدیل به مشکل بزرگی شود.

 

 دو بینی

نشانه آب مروارید: دو بینی

گاهی اوقات، آب مروارید می‌تواند هنگامی که با یک چشم نگاه می‌کنید موجب دوبینی (به عنوان دیپلوپیا نیز شناخته  می‌شود) شود. این دوبینی متفاوت از دوبینی‌ای است که ناشی از ناهماهنگی چشم‌هاست. با آب مروارید، تصاویر حتی با یک چشم باز نیز دوتا به نظر می‌رسند.

 

تغییر رنگها

نشانه آب مروارید: تغییر رنگها

آب مروارید می‌تواند در دیدن رنگ‌ها نیز تأثیر بگذارد، و  موجب شود فرد مبتلا برخی رنگ‌ها را خوب نبیند. ممکن است به تدریج فرد رنگ قهوه‌ای یا زرد را خیلی کمتر ببیند. در ابتدا، شما ممکن است متوجه این تغییر رنگ نشوید. اما با گذشت زمان، ممکن است تشخیص رنگ آبی و بنفش دشوارتر شود.

 

دید دوم

نشانه آب مروارید: دید دوم

گاهی اوقات، آب مروارید می‌تواند موقتاً توانایی فرد برای دید نزدیک را بهبود بخشد، چرا که آب مروارید به عنوان یک لنز قوی‌تر عمل می‌کند. این پدیده دید دوم نامیده می‌شود، افرادی که ممکن است زمانی برای مطالعه نیاز به عینک داشته‌اند متوجه می‌شوند که دیگر نیازی به عینک  ندارند. اگرچه همان طور که آب مروارید بدتر می‌شود دید دوم از بین می‌رود، و دوباره در دید مشکل ایجاد خواهد شد.

 

تغییر مکرر عینک و یا لنز

نشانه آب مروارید: تغییر مکرر عینک و یا لنز

اگر به طور مکرر شماره عینک و یا لنز شما تغییر می‌کند  می‌تواند نشانه‌ای از آب مروارید باشد. دلیل این است که آب مروارید معمولاً پیشرونده است، بدین معنی که در طول زمان بدتر می‌شود.

 

افراد مستعد ابتلا به آب مروارید

چه کسانی دچار آب مروارید می‌شوند؟

اکثر موارد آب مروارید به پیری مربوط می‌شود. بیش از نیمی از آمریکایی‌هایی بالاتر از ۶۵ سال دچار آب مروارید  هستند. گاهی کودکان با آب مروارید متولد می‌شوند، که آب مروارید مادرزادی نامیده می‌شود، و یا ممکن استکودکان در نتیجه آسیب یا بیماری دیگری دچار آب مروارید  شوند.

 

عوامل ایجاد آب مروارید چه عواملی باعث آب مروارید می‌شوند؟

علت دقیق آب مروارید ناشناخته است. در حالی که خطر ابتلا به این بیماری با بالا رفتن سن افزایش می‌یابد، عوامل  زیر نیز می‌توانند در این بیماری نقش داشته باشند:

  • دیابت
  • سیگار کشیدن
  • آسیب به چشم
  • استفاده طولانی مدت از کورتیکواستروئیدها
  • قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید یا اشعه

 

چگونگی تشخیص آب مروارید

چگونگی تشخیص آب مروارید

اکثر موارد آب مروارید را می‌توان با معاینه چشم تشخیص  داد. چشم پزشک دید شما را با میکروسکوپ اسلیت لامپ برای بررسی مشکلات عدسی و سایر قسمت‌های چشم تست خواهد کرد. مردمک‌ها برای معاینه بهتر پشت چشم، جایی که در آن شبکیه و عصب بینایی وجود دارند، گشاد  می‌شوند.

 

جراحی آب مروارید

جراحی آب مروارید

در صورتی که به خاطر آب مروارید دید خود را از دست  داده باشید که این مسئله نمی‌تواند با عینک یا لنزهای تماسی درست شود، ممکن است برای حذف آب مروارید به جراحی نیاز داشته باشید. در جراحی آب مروارید، عدسی‌های کدر حذف می‌شوند و با یک عدسی مصنوعی جایگزین می‌شوند. عمل جراحی، که به صورت سرپایی انجام می‌شود، بی خطر است و برای بهبود بینایی بسیار مؤثر می‌باشد. اگر آب مروارید در هر دو چشم وجود داشته باشید، هر بار جراحی یک چشم انجام خواهد شد.

 

انواع جراحی آب مروارید

انواع جراحی آب مروارید

دو نوع عمل جراحی آب مروارید وجود دارد. در نوع رایج‌تر، تحت عنوان فیکوامولسیفیکیشن (اصطلاحاً فیکو)، پزشک  برش کوچکی در چشم ایجاد می‌کند و با استفاده از امواج اولتراسوند عدسی را می‌شکند. عدسی برداشته می‌شود، و یک عدسی داخل چشمی (IOL) در جای آن قرار داده می‌شود. در مدرن‌ترین جراحی‌های آب مروارید، IOLL نیاز به عینک ضخیم و یا لنز تماسی بعد از عمل جراحی را از بین می‌برد.

 

نوآوری‌های جراحی آب مروارید

نوآوری‌های جراحی آب مروارید

تحولات اخیر در عمل جراحی آب مروارید می‌توانند هم دید نزدیک و هم دید دور را تصحیح کنند. آن‌ها نیاز به عینک  برای مطالعه را بعد از عمل جراحی به حداقل می‌رسانند و یا از بین می‌برند.

لنزهای مونوفوکال معمولی تنها دید دور را تصحیح می‌کنند، به این معنی که عینک مطالعه هنوز هم بعد از عمل جراحی مورد نیاز است. ایمپلنت‌های “توریک” برای اصلاح آستیگماتیسم در دسترس هستند. یک عدسی برای دید  بهتر برای رنگ‌ها در حال شکل گیری است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 اسفند 1395 :: نویسنده : فیروز احمدی
دوستداران طبیعت در آرازکنار امروز جمعه 27 اسفند 95 گرد هم آمدند تا طبیعت زیبای منطقه گردشگری آرازکنار را پاکسازی کنند .عده ای از اهالی شهرک ارس ، حسن کندی و بایجان با همکاری صمیمی دهیاری حسن کندی از ساعت 9 صبح تا ساعات عصر طبیعت اطراف جاده سدارس - قره ضیاء الدین در محدوده شهرک ارس - حسن کندی را به طور کامل پاکسازی کردند . جمعی از اهالی بایجان هم نسبت به جمع آوری و معدوم نمودن زباله ها در محدوده روستا اقدام نمودند .










برخی از اهالی هم با پدیرایی و اهداء مایحتاج لازم  از کمپین حمایت کردند .





در پایان با حضور دکتر مقدمی استاد دانشگاه تبریز و از نخبگان آرازکنار از زحمات برخی از فعالان بخصوص دهیاری محترم حسن کندی با اهداء هدایایی تقدیر شد .











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 75 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :